پس از مدتها انتظار و وعده های بسیار برنامه جامع اقتصادی جناب اقای میرحسین موسوی به زیور طبع آراسته شد و در اختیار علاقه مندان قرار گرفت. آنچه به عنوان برنامه ارائه شده است بسته ای از شعارهای کلی است و آنگاه که در پرتو سوابق گذشته ایشان و عقاید مشاوران کنونی ایشان تفسیر شود نه تنها بسته ای خطرناک برای اضمحلال بیش از پیش اقتصاد بیمار ایران خواهد بود که نتایج سیاسی آن به تناورسازی درخت استبداد در زمین سوخته سرزمینمان منجر خواهد شد. در این نامه به تناسب بیانیه ایشان که در باب مسائل اقتصادیست تنها از مسائل اقتصادی سخن خواهد رفت و در باره کارنامه ایشان و برنامه ایشان در باب دیگر مباحث بخصوص بحث حقوق بشر سخنی نخواهد رفت که ایشان در عصر صدارتشان چنان دست تطاول به بشر و حقوق بشر گشاده اند که نقد که نه، بلکه اشارتی به پاره ای از آنها نیز دل شیر می خواهد و مجالی کثیر که در فرصتی دیگر باید مطرح شود تا ببینم آیا حامین ایشان آنقدر شرمشان هست که سرخی گونه شان پیدا شود یا خیر.
جناب آقای موسوی و دوستان ، در برنامه اقتصادیتان قانون گریزی را یکی از «كاستي هاي قوة مجریه و نظام اداری» کشور خوانده اید.سخن نیکی گفته اید و چه نیکو گفته اید اما شمایی که در سخنرانی انتخاباتی با افتخار از قانون شکنیتان در زیر بار رای مجلس نرفتن در گران کردن کالایی خطرناک و مضر سخن می گویید وفرستادن دودهای سرطانزا به ریه های مستضعفین را افتخار دولت خود می دانید را چه جای گله و شکایت از قانون گریزی است؟ شمایی که چون در برابر استدلال متین مجلس در مالیات بستن بر دخانیات کم می آورید در امری چنین جزئی برای چقلی کردن راهی جماران می شوید و سیستم قانونگزاری کشور را که علی الظاهر در راس امور بوده است به هیچ می گیرید چگونه قرار است قانون گریزی را مهار کنید؟چه فرقی است میان آنکه امروز قوانین مصوب مجلس را به هیچ می گیرد و آنکه امروز از زیرپاگذاشتن نه تنها قوانین مجلس که تمامیت ساختار قانونگزاری کشور در دیروز صدارتش پرچم فتح المبین عوامگرایی و مردم فریبی می سازد؟
جناب آقای موسوی و دوستان ، فرموده اید «تنها در مورد يكي از اين كاستي ها، يعني عدم شفافيت كافي مي توان نشان داد كه. قانون نظام اداري ايران پنهانكاريهاي فراواني دارد.» سخن نیکی گفته اید و چه نیکو گفته اید.اما شفافیت را چه نسبتی با شما و عملکردتان هست؟شمایی که بی اجازت مجلس و بر خلاف قانون ،کشور را به کشورهای خارجی متعهد می ساختید و با حمایتهای فراقانونی و غیرقانونی تن به شفافیت نمی دادید به کدامین حق از شفافیت سخن می گویید؟فرموده اید که «اقتصاد ايران بر دوش نفت بنا شده است و در صنعت نفت نبود شفافيت بيش از ساير بخشها زيانبخش است.» و به دنبال شفاف سازی قراردادهای نفتی هستید و قرار است قراردادها را صاف و شفاف منتشر فرمایید تا همگان بدانند که در شهر چه می گذرد.چه عالی! ولی خوب نیست پیش از آن هزینه های برنامه های انتخاباتی و کمکهایی که به ستادهایتان شده است را شفاف بیان کنید تا مشخص شود کسانی که در این سالها به نام خصوصی سازی از اختصاصی سازی ثروتهای ملی بهره مند شده اند در ستادهای این حامی محرومین و یاور مستضعفین چه می کنند؟ در جایی دیده ام که فرموده اید مافیای نفتی وجود ندارد.اشتباه به عرض رسانده اند.اگر چشمهایتان را باز کنید مافیای نفتی جدید را در ستاد رقیب جوانسالتان و مافیای نفتی قدیم را در ستاد خودتان خواهید یافت.مدرک می خواهید از دادگاههای نروژ و فرانسه طلب کنید برایتان خواهند فرستاد.
جناب آقای موسوی و دوستان ، فرموده اید «برخی با اين توهم كه مي توان با خودکامگی و سرکوب نهادهای کارشناسی و تجمیع قدرت در دست مدیران ارشد مشکلات قوه مجریه را حل نمود، دست به اقداماتي زده اند كه آثار تخريبي آنها روز به روز بيشتر آشكار مي شود.. برخی دیگر نیز تنها راه حل را در کوچک سازی دولت مي بينند . اما دیدگاه خودکامگی، نادرست و ویرانگر و دیدگاه کوچک سازی، ناكافي و بدون ارائة جايگزين ها، بحرانساز است. علاوه بر کوچکسازی باید از اصول حاکمیت قانون، عدالت، شفافیت، تمرکززدایی، مشارکت پذیری و احیای نظام کارشناسی برای اصلاح قوه مجریه در ایران یاری گرفت.» خدا را شکر می گویم که در این بیست سالی که در غار خاموشان و دره فراموشان بوده اید به این نتیجه رسیده اید که دولت باید کوچک شود اما هر چه بیشتر خواندم کمتر فهمیدم که چگونه؟کسانی که در عرصه سیاست فعال بوده اند و هستند هر یک برای این امر برنامه ای را در نظر داشته و دارند.یکی از اسلاف شما به این نتیجه رسید که با واگذاری اموال ملت به دوستان و آشنایان و اختصاصی سازی آنها به جای خصوصی سازی از حجم دولت بکاهد و بر حجم خود بیفزاید.رقیب جوانسال شما تصمیم گرفته است با واگذاری اموال ملت به نیروهای نظامی و دادن صدقه به اقشار ضعیف اجتماع از طریق کمیته امداد و دفتر ریاست جمهوری دولت را کوچک کند.آقای مهدی کروبی نیز با طرح هوشمندانه سهام نفت کوشیده اند دولت را کوچک کنند، توده های محروم را از حداقلی از رفاه بهره مند سازند و منطق رانت جویانه نفتی را با منطق بی بدیل بازار جایگزین سازند باشد که این ملک به سر و سامانی برسد.شما در این میان اما سخنانی کلی می گویید گویی که هیچ نمی گویید.
چنان از سازمان برنامه ریزی سخن می گویید که گویا مکانی است جادویی که حضورش خودبخود مایه رونق اقتصاد و براه افتادن کارهاست.سازمان برنامه ریزی اگر اعتباری دارد ناشی از برنامه ریزان آن است. از یاد برده اید که چه کسیانی تجربه اندوخته شده در آن سازمان را به باد دادند ،برنامه ریزان را فراری داده و جوانانی نوباوه را بر جای آنان نشاندند تا سی سال طول بکشد که آن جوانان تجربه بیندوزند و دریابند که کار جهان چنان تمشیت نمی شود که آنان می پندارند.از قضای روزگار پس از سی سال کسی آمد از همان جنس و با همان منطق و همان کرد که پیش از آن شده بود.راستی اگر رئیس جمهور شدید ضریب ایثاری که از جان و وقت و پول ما مایه گرفته بود و خواهد گرفت را در برنامه هایتان چقدر محاسبه خواهید کرد؟
در مورد ارتقای بخش خصوصی حرفهایی کلی زده اید و سخنی نگفته اید که به کار آید.این اصل ساده و همیشگی و جهانشمول را از یاد برده اید که هر کس در پی سود خویش است و توصیه ها و دستورهای بی منطق درباره رعایت منافع ملی و بلند مدت کرده اید.ظاهرا بعد از این همه سال هنوز نفهمیده اید که منطق اقتصاد منطق دیگر است و دستور و توصیه نمی پذیرد مگر آنکه چنان که تجربه شده است با دستگاههای اطلاعاتی – امنیتی و قضایی به جان سرمایه داران بیفتید و اخلاق حسنه اسلامی را به آنها یاد آوری کنید.
در اصل سوم یک سره به صحرای کربلای موعظه و روضه زده اید و فصل مشبعی درباره اخلاق در اقتصاد سخنرانی فرموده اید که شاید برای موسسه دین و اقتصاد و جمعیت توحید و تعاون خوب باشد اما به درد اداره کشور نمی خورد. تا انتها همینگونه ادامه داده اید بسیار گفته اید و چیزی نگفته اید.نه طرحی در کار است و نه برنامه ای.گفته اید که خانه را ارزان می کنید و همه را خانه دار و دولت الکترونیک راه می اندازید و طرحهای نیمه تمام را تمام می کنید و بسیاری حرفهای دیگر که به کفر ابلیس هم نمی ارزند که همه حرفند و خبری از برنامه ای نیست.آنچه باید می گفتید و نگفتید بسیار است.در این میان اما دو نکته هست که جا دارد به آن توجه کنید شاید که لااقل تکلیفتان با خودتان روشن شود.
اول آنکه برنامه مشخصتان برای نفت چیست؟با طرح توزیع مستقیم درآمد نفت یا طرح سهام نفت یا هر طرحی که درآمد نفت را از دولت می ستاند و به صاحبان حقیقیش که ملت هستند باز می گرداند چه نسبتی دارید؟گمان می برم با آن مخالف باشید.لطف کنید دلایل مخالفتتان را صریح و شفاف با مردم در میان بگذارید.
دوم آنکه با حضور همه جانبه سپاه در عرصه اقتصاد چه می کنید؟با آن موافقید یا خیر؟من البته گمان می برم سخت با آن موافقید. ولی اگر با آن مخالفید برنامه تان برای بیرون راندن این مجتمع عظیم نظامی صنعتی که با توپ و تانک و دستبند و زندان در عرصه اقتصاد حاضر شده است چیست؟

