تبليغاتX
لیبرالیسم رادیکال

لیبرالیسم رادیکال

13آبان سالروز اشغال سفارت آمریکا در تهران است. این روز  سر منشاء بسیاری از گرفتاریها و مصیبت هایی است که از آن تاریخ به بعد گریبان مردم ایران را گرفت و نقطه آغاز انحرافی بسیار بزرگ در مسیر  سیاست خارجی ایران بود. انحرافی که آثار و نتایج آن بعد از گذشت سالها هنوز هم بر پیشانی این سرزمین خودنمایی می کند. آنچه امروزه به عنوان " حماسه بزرگ"، اینگونه توسط حاکمیت اقتدارگرا و پوپولیستی ایران، گرامی داشته می شود و برایش دست افشانی می کنند، حادثه ای غم انگیز بود که نهال آن در کشتگاه مشترک "چپ استکبار ستیز " و " اسلام سیاسی"  تولید شد و در زمین جهل و هیجان کاشته شد. دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران بر خود لازم می دانند که ضمن یادآوری این روز مصیبت بار، نکاتی را در رابطه با آن متذکر شوند:

 سیزده آبان و اتفاقات پس از آن و مهر تایید حکومت که بر تارک آن زده شد، سرآغازی شد برای حرکتهای ضد ملی و افراط گرایانه بعدی و تولید رادیکالیسم سیاسی در مناسبات ایران با جامعه جهانی. تحرکاتی که بعد از این حادثه از جانب نیروهای تندرو و خط امامی در عرصه سیاسی به وقوع پیوست، ایده و گفتمان خطرناک صدور انقلاب و تلاش برای عملی کردن آن که هنوز هم ادامه دارد، تخریب منافع بلندمدت ایران در منطقه و جهان به بهانه دفاع از محرومین و مستضعفین و اقدامات فراوان دیگری از این دست را اگر چه می توان در برهه هایی قبل از این حادثه رد یابی کرد، اما بدون شک عملی شدن و اوج گرفتن آنها را باید از نتایج عینی تسخیر سفارت آمریکا در تهران دانست.به عبارت ساده تر این حرکت، مشروعیت بخشیدن و تقدس گفتمانی افراطی و غیر معقول  بود که پس از گذشت سی سال هنوز هم در تکاپوی تخریب وجهه بین المللی و تاریخی ایران است.

 این حادثه درس بسیار بزرگی برای نیروهای فعال در عرصه فکری و سیاسی ایران بود. نیروهایی که در حصاری از مدهای روشنفکرانه گرفتار شده و به جای ایفای نقش به اصطلاح تاریخی خود در هدایت توده ها، خود اسیر هیجانات توده ای و بی منطقی شدند که بعدها گریبانگیر آنها هم شد. تایید و پشتیبانی از این حادثه از جانب عده زیادی از نیروهای سیاسی و اپوزیسیون، نقطه تاریکی در کارنامه آنهاست که پاک شدن آن عمر نوح می خواهد و صبر ایوب. از طرفی بسیاری از افراد مرتبط با این حادثه که بعدها دچار دگردیسی عمیق فکری شدند، هنوز هم در تحلیل آن دست به توجیهات ضعیف و غیر قابل قبولی می زنند که تنها نتیجه آن بی اعتمادی مردم نسبت به آنان است. اگر چنانچه آقایان می گویند، این اتفاق در فضای سیاسی آن روزها غیر قابل اجتناب و گریز ناپذیر و حتی لازم بوده است، اما در صورت پذیرش این ایده، باید از حوادث مشابه آن در دیگر نقاط جهان نیز حمایت کرده و یا به راحتی آن را با توجه به شرایط حاکم بر کشورهایشان توجیه کنیم. از یاد نبریم حادثه کشته شدن دیپلماتهای ایرانی به دست طالبان در افغانستان را.

 اکنون با گذشت نزدیک به سی سال از 13 آبان 58، همچنان دو ملت بزرگ و تاریخ ساز ایران و آمریکا از پیامدهای ناگوار آن واقعه متضرر هستند و امکان نزدیکی و تبادلات علمی و فرهنگی میان این دو به حداقل رسیده است.

 ما دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های تهران، معتقدیم که در شرایط عادی و بدون وجود فضای سیاسی و ایدئولوژیک، ملت ایران بهترین دوست ملت امریکا در خاورمیانه خواهد بود. از این رو، اکنون می توان چنین استدلال کرد که بیشینه شدن منافع ملی ایران، به گونه ای واقع بینانه و نه از منظر تنگ ایدئولوژیک، مستلزم عادی سازی روابط دو کشور  است.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 10:13  توسط سعید قاسمی نژاد  | 

۱-این مطلبی است که ترجکه کردم و در ادوار منتشر شده است.

ارتشهای آزادیبخش ایرانی

طارق الحمید /الشرق الوسط/ 28 اکتبر 2008

ترجمه : سعید قاسمی نژاد

 

نایب رئیس نیروی شبه نظامی ایران ، بسیج ، سخنی گفته است که با توجه به ظرف زمانی و مضمونش و این نکته که از دهان یک فرمانده مهم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیان می شود بسیار مهم است. او در سخنانش تآکید کرد  که ایران به آن گروههایی که او ارتشهای آزادیبخش خواند سلاح می دهد.

و هنگامی که تهرن درباب حمایت نظامی از ارتشهای آزادیبخش سخن می گوید مقصود حماس و جهاد اسلامی و حزب الله ایرانی  و ... است. اهمیت این اعتراف در آن است که پس از انکارهای پیاپی طرفداران ایران در منطقه بیان می شود. در اینجا سخن از حمایت مادی یا معنوی یا تبلیغاتی و غیره نیست، سخن بر سر حمایت نظامی است . امری که همه از آن خبر داشتند ولی تهران حاضر به اقرار به آن نبود.

اینک دو نکته اساسی وجود دارد:آیا این گروهها حقیقتاً  ارتشهای آزادیبخشند یا کلمه آزادی مظلوم واقع شده  و به نام آن تضعیف حاکمیت ملی دولتهای ما و گروگانگیری مسائل اعراب در جهت منافع ایران صورت می گیرد؟

و سوال دوم: با توجه به سقوط قیمت نفت و بحران اقتصادی وتحریم ایران، تهران تا به کی قادر است به تآمین فرزندان شرعیش، یا فرزندخواندگان مصلحتیش، ادامه دهد ؟

برای پاسخ به سوال اول بایستی از این واقعیت که حماس بر ضد دولت قانونی فلسطین قیام کرده و صفوف فلسطینیها را دو تکه کرده و ایران بزرگترین حامی حماس است کمک بگیریم. یا به آخرین رشادت ! حزب الله که در آن کودتای 7 می را در بیروت به راه انداخت و پس از آن در نشست دوحه  اهداف سیاسیش را محقق کرد توجه کنیم.

و همه ما شاهد آن هستیم که فرزندان ایران با عراق چه می کنند، ما حمایت ایران از حوثی ها در یمن را مشتهده کردیم و طرفداران ایران را در دولتهایمان می بینیم .آنچه در مورد ارتشهای آزادیبخش گفته می شود  چیزی نیست جز پروپاگاندا و آن ارتشها در حقیقت ارتشهایی برای  به زیر کشیدن دولتهای عربی هستند.

بحث دیگر مسئه حمایت مالیست، با وجود بحران مالی جهانی و سقوط سریع قیمت نفت تمام آنچه باید انجام دهیم بستن چشمانمان و تصور این است که اگر قیمت نفت برای یک یا دوسال به 20 دلار برسد چه بر سر ایران خواهد آمد.

مسلماً حاصل چنین اتفاقی برای نظام ایران در عرصه های داخلی و خارجی فاجعه بار خواهد بود.در داخل مردم عادی علاقه ای به حماس و حسن نصر الله ندارند و کل آنچه برایشان مهم است زندگی کردنشان است.در خارج، هنگامیکه اعوان و انصار ایران  صورتحسابهایشان را به تهران بفرستند هر دو طرف  از جهات مختلف به دردسر می افتند ، هم ایران و هم اعوان و انصارش.

بنابراین اعتراف تهران به حمایت از عواملش در منطقه به دلایل متعدد مهم است ، یکی از آنها اقرار ایران به دخالتش در مناطق عربی بوسیله  حمایت تسلیحاتی از جنبشها و سازمانهاست و این خود بهترین جواب به آن کسانیست که می گویند ایران خواهان استیلا و سلطه بر کسی نیست ؛ مانند سخنان عون درباره بی طرفی ایران در لبنان.

و نکته مهمتر اینکه با وجود بحران اقتصادی جهانی و سقوط قیمت نفت ، وضع در دوسال آینده چگونه خواهد بود ؟ فی المثل اگر قیمت نفت در 70 دلار تثبیت شود ایران قادر به ادامه کمکهایش به اعوان و انصارش در منطقه نخواهد بود؛چنانکه توانایی ایران برای تکمیل پروژه اتمیش نیز حقیقتاً مورد پرسش خواهد بود. 

 ۲-از همه دوستان که مرا مورد لطف خود قرار دادند تشکر می کنم.

۳-یخچال و قالبمه خریدم کم کم تبدیل به یک خانم خانه دار می شوم.

۴-ما به عنوان یک راست آمریکایی انجا بین چپهی اروپایی غریب افتاده ایم.

۵-ظاهرا به نظر می رسد مک کین می بازد اگر چنین شود شکستی خفت بار خواهد بود نه به خاطر اختلاف نتیجه بلکه به این خاطر که مک کین از هر چه درست بود اعلام برائت کرد و متآسفانه جزب ، بوش را هم مجبور کرد چنین کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 10:12  توسط سعید قاسمی نژاد  | 

۱-الان ۳ روز میشه که رسیدم پاریس.وقتی تو فرودگاه مامور چک گذرنامه بهم گفت گذرنامه ام ایراد داره قلبم ریخت.اولین روز که اومدم اینجا خیلی پشیمون شدم که چرا اومدم الان حالم یه نموره بهتره  فقط زبان خیلی دردسره کاش رفته بودم کشور انگلیسی زبان.بدترین بخش اومدنم این بود که عبدالله و احسان و مهرداد اومده بودن فرودگاه ولی دیر رسیدن نتونستم ببینمشون خیلی دم گرفت مخصوصا واسه عبدالله دلم خیلی تنگ میشه.

۲- این استقلالم که همش میبره نالوطی خدا بزنه وسط کمر قلعه نویی

۳- توی فیسبوک موندم گرایش سیاسیمو چی بگم.من لیبرال راستم یا نومحافظه کار.به نظر خودم دومیم ولی ...

۴-آسید ممد آقا بیخیال بابا دیگه یه ملتو گذاشتی سرکار حرفی بزن کاری بکن. بده هی دیگران میزنن تو نمی رقصی به خدا.بیا بگو در خدمت اسلام و مسلمینم و در انتخابات شرکت می کنم خلاص.

۵-من خیلی با استدلالهای این مخالفین اعدام قانع نمیشم یه بار با حسن اسدی راجع بهش حرف زدیم با رشید هم که خیلی بحث کردیم.به نظرم مخالفت مطلق با حکم اعدام بیشتر ژست روشنفکریه تا حرف منطقی باشه.

۶- این دولت عراق هم که هی بازی در میاره تا قرارداد تصویب نشه خاک بر سر سیا کنن که اینفدر بی خاصیته.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 21:14  توسط سعید قاسمی نژاد  |