یک مطلبی از عبدالرحمن راشد ترجمه کردم اینجا می گذارم.
عراق آنان را اخراج کرد و سوریه آنان را نپذیرفت!
عبدالرحمن راشد
این قصه ای مکرر است، خانه بدوشی فلسطینیها متوقف نمی شود، حتی در سرزمینشان در غزه با اسلحه های حکومت خود تعقیب می شوند و از تعقیب و زندان و شکنجه به اسرائیل فرار می کنند، اسرائیل نیز به نوبه خود نقش تاریخیش را انجام می دهد و آنان را دوباره اخراج می کند.
ولی قصه فلسطینیان در مرزهای شمال عراق را بشنوید، جایی که تراژدی دیگری رخ داده است.هزاران فلسطینی آواره در چادرها شب را صبح می کنند و اینک دو سال است که با کمکهای نهادهای بین المللی زندگی می کنند.پس از آنکه عراقیها آنان را راندند سوریها آنان را راه ندادند و پس زدند.خیمه های آنان پراکنده است و جز تعدادی معدود از کارمندان سازمان ملل کسی به این پناهندگان رسیدگی نمی کند، کارمندانی که به خاطر موضعشان و تلاش انسانیشان شایسته سپاسند.اینک اخباری خوش در راه است ، به آنان گفته شده دولتهای سوئد و فنلاند پذیرفته اند تعدادی از آنان را بپذیرند تا بدینگونه مشقت زندگی تعدادی از آنان پایان پذیرد.اما باقی در همان اردوگاهها باقی خواهند ماند چرا که این دولتها آنان را نپذیرفته اند، سوریه آنان را راه نمی دهد و عراق مانع بازگشت آنان می شود.
نکات بسیاری است که در مورد این تراژدی مکرر درازدامن فلسطینیها می توان ذکر کرد.نخست اینکه رهبران فلسطینی باید از قهرمانیها و پهلوانیهای کلامی خود خجالت بکشند و به وضعیت زندگی بیش از سه میلیون آواره رسیدگی کنند.دوم اینکه شهروندان عرب باید با حقایق قضیه فلسطین آشنا شوند نه اینکه به مشاهده اخبار آن از تلویزیون آن هم در حالیکه بر بالشها تکیه کرده اند و با دوستانشان چای می نوشند بسنده کنند و در مورد ضرورت پایداری و مقاومت حرافی کنند و حال آنکه این آنان نیستند که با دشمن مواجهند و در خیمه ها می خوابند بلکه فلسطینیها هستند.
اینک این سوئد و فنلاندند که چند صد ویزا به این بیچارگان داده اند آن هم از پی آنکه دول عرب آنان را به خاک خود راه ندادند.سوئد و فنلاند برای پناهنگان فلسطینی مسکن مجانی تهیه می کنند ، خرج زندگیشان را می دهند و حتی شاید آنان را به شهروندی بپذیرند.از جوامع عربی خبری نیست الا زمانی که حاکمی تحت تعقیب جامعه جهانی قرار می گیرد ، آنگاه دول عربی به دفاع از حقوق انسانی او می شتابند و جوامع عربی اجتماعاتی برای او ترتیب می دهند و تشکلهای وکلای عرب برای دفاع از او می شتابند ولی آیا کسی چیزی در دفاع از بیچارگان عرب ، فلسطینیها ، عراقیها ، لبنانیها ، سومالیاییها و سودانیها می شنود؟نادر است چیزی در مورد آنان گفته شود و نادرتر از آن دیدن انجام شدن کاری برای آنهاست.

